تبليغاتX
بهانه ی زندگی








هک شده وبلاگ

سلام بچه های خوب وبلاگ بهانه زندگی.امیدوارم که حالتون خوب باشه.من یکی از دوستان آرزو خانوم هستم ولی الان نمیدونم دوستش هستم یا نه.این خانوم یکم باهام بد راه امد و منم وبلاگشو هک کردم.فعلاً یک هفته میشه که هک شده.اگه آرزو خانوم به من زنگ بزنه و بگه گوه خوردم شاید بتونم وبلاگو پس بدم.حالا بهش بگین که بهم زنگ بزنه ضرر نداره.حالا شاید تونستم کاری بکنم.با تشکر هکر بزرگ(مهدی)خدافظ

 ID : tasmime_cobra_version2007

وبلاگ آرزو و مجتبی هک شد.

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386 توسط آرزو و مجتبی | لينک ثابت |


تولدت مبارک عشقم

از اونجایی که دوستان می یان تو وبلاگ و ماشالله همه مطالبو می خونن مجبور شدم باز پست رو ویرایش کنم انتهای مطلب رو حتما بخونید بعد نظر بدین

 

نه دیوونم و نه مجنون نه خوابم و نه ویرون

من فقط عاشقت هستم مثل لب تشنه ای بی جون

              

تو امید لحظه هامی تو قشنگی شبامی

تویی که شبای غربت توی تنهایی باهامی

                 

نمیگم خون رگامی یا برام معبودی الهی

نمی گم خورشید روزی یا برام ماه شبایی

                                   

ولی میدونی عزیزم عشق تو رفیقه با من

خونه بوی تو رو میده بوی خوب دل سپردن

                                   

راستی تو چه نسبتی با یاسای تو باغچه داری

که همیشه عطر عشقت میسازه من و بهاری

                       

یادمه روزای اول با تبسمی دلم رفت

اون روزا بودم من ساده و زیرک و سرمست

                         

روزا بی قرار دیدن شبا خواب تو رو دیدن

ولی شرم دل نمیذاشت بگم عاشقتم من

                         

حالا چند وقتی گذشته از شروع اشنایی

حالا هر دومون می دونیم عشقمون شده الهی

                       

می خوام از عشقت بخونم تا ابد باهات بمونم

تا بدونی خواستن تو ریشه کرده توی جونم

                          

تا همیشه زیر دینم واسه این عشق الهی

اگر تو نبودی شاید می رسیدم به تباهی

 

         

♥ دوستت دارم....♥     

                    تولدت مبارک عزیزم...

                            

با یک دنیا عشق تقدیم به بهترینم...

                   

 توجه                                          توجه

 

آرزو جونم ای همه چیز من،ای همه کس من، ای قشنگترین خواب من با دیدنت در رویام به اوج لذت می رسم،ای تمام وجود من با تموم وجود و با تموم حس می گم:

 ممنون گلم ، ممنون به یادمی ، ممنون برام جشن  گرفتی ،ممنونم که این همه لطف داری به من،ممنونتم برای همه چیز همه چیز

قربونت برم حالا که وبلاگ سراپا شادیه منم همینجا تو همین  پست>>> قبولی در دانشگاه اهواز در رشته مهندسی IT رو از صمیم قلب بهت تبریک می گم امیدوارم که همیشه در همه لحظات موفقیت رو حس کنی و شاد باشی

 ما کنار هم و با هم به موفقیت های بیشتر و بهتری می رسیم.

خیلی می خوامت تا جوون دارم دوستت دارم ،تا ابد

خسته نباشی گلم باید صدتا احسنت بگم برای سلیقت پستت مثل خودت ناز و زیبا بود خیلی برام عزیزی

حالا نظر بده

                                  

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 توسط آرزو و مجتبی | لينک ثابت |


 

تو

تمام ارزوهای دست نیافتنی من هستی

که شب ها برایت لالایی می خوانم.

تو

دلیل همه نفس هایم هستی

که بوی غریب انتظار را در هوا پخش می کند.

تو

سراغاز غزل هایم هستی

که برایت می سرایم و روی دیوار زندگی ام می نویسم.

تو

دست نوشته هایم را به نام خود کرده ای

وتنها بهانه ی جاری شدن انها

بر روی کاغذ یپید دفترم شدی.

تو

رنگین کمان رویاهای زیبا و محال من هستی

که شب ها برایت فال می گیرم.

تو

تنها دلیل بارانی شدن چشم هایم هستی

که فقط برای تو ترانه می خواند.

تو...تو...

همه زندگی ام هستی که مرا از یاد برده ای

و من هر روز سراغت را از اسمان لاجوردی می گیرم.

تو...تو...

مجتبای عزیزم

تمام هستی من هستی!باور کن!

 

 

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 توسط آرزو و مجتبی | لينک ثابت |


hi

my eye see u

my lips  kiss u

my feel  love u

my hand  need u

my mind  call u

my heart  just 4 u

my life  is u

i will die  without u

baba  i love u

i love u my dear.....

 

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 توسط آرزو و مجتبی | لينک ثابت |


خاطرات تو

                                            

عاشقم کردی

دیوانه شدم!اواره شدم!

تنها و غریب شدم!

اسیر غربت و بی کسی شدم ولی عاشقت بودم.

از پیش من رفتی دیوانه تر شدم گریان شدم.

پر از اندوه و درد شدم غرق سرزنش شدم.

ولی منتظرت بودم سال ها گذشت و نیامدی.

مجنون شدم اندوهگین شدم.

ولی باز نیامدی.

و من می خواهم با خاطرات ابتدای بودنت

زندگی کنم!

                                      

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط آرزو و مجتبی | لينک ثابت |


بگذار

بگذار بنالم از نامهربانی چشمانت

که دلم را شکست!

بگذار فریاد بزنم

از دردی که بر دل شیشه ای عاشقم جا گذاشتی!

و با سنگ رفتنت ان را شکستی

و هنوز مرهمی بر ان نگذاشتی

شب بعد از رفتن تو

مهر سکوت بر لبانم زد تا امروز

که سال ها گذشته

و کسی راز غصه های شبانه ی مرا نمی داند!

بگذار بمیرم برای دل بی پناه و دردمندم

که ابتدا دیوانه شد بعد اواره و بعد بی کس و غریب

و امروز بعد از انتظاری ارغوانی

هنوز عطر امدنت را حس نکرده است

و غرق اندوهی خاکستری ست.

به امید امدنت عزیزم.......

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط آرزو و مجتبی | لينک ثابت |


همه بود و نبودم!

              

ای تنها بهانه ی من برای زندگی!

ای بودنت رمز تمام اشک های هستی ام!

ای تنها دلیل جاری شدن اشک های زلال من

در غروب قرمز و نارنجی خورشید!

ای که چشمانت غرق رویاهای رنگی ست!

ای تنها سفر کرده ی من در دیار غریب ادم ها!

ای دلیل همه دستنوشته های پریشان من!

ای همه بود و نبود زندگی من!

برگرد!بی تو بی بهانه ترین ادم روی زمین هستم.

برگرد!!!.

دوستت دارم عزیزم...

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 توسط آرزو و مجتبی | لينک ثابت |


نقاشی چشمانت

                                              

کاش ان روز

نگاهم نگاه جادویی ات را زیارت نمی کرد

یا دلم خودش را در قفس چشمانت زندانی نمی کرد!

شکوفه ی رویایی ترین نگاه دنیا از ان تو بود

و من ان روز

شدم اواره ی شهر غریب چشمانت.

می دانم هیچ کس شبیه من جادوی نگاهت نشد.

دریای دلم طوفانی شد

و امواج تنها برای دیدن نگاهت

مرا مسافر همیشگی شهر انتظار کردند.

کاش ان روز

سایه روشن های احساس دلم

خودش را به نقاشی چشمانت نمی سپرد

تا برای همیشه

اسیر سرزمین بی وفای عشق نشود!

                                                 

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 توسط آرزو و مجتبی | لينک ثابت |


رقص نگاه مهتاب

من در رقص نگاه مهتاب فقط نگاه تو را دیدم.

ستاره ها را به ضیافت انتظارم دعوت کردم.

کوچه سرشار از انتظار من است.

هوا بوی دلتنگی می دهد و من هنوز بیقرارم.

مهتاب با اندوهی نقره ای رنگ گفت:

منتظر مباش او بر نمی گردد!

نه!نه!نه!...!

این را من هزار بار گفتم:نه!

انتظار من بهانه ی بودن من است

می دانم

تو می ایی و من

چشمانم را فرش زیر پای امدنت می کنم.

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 توسط آرزو و مجتبی | لينک ثابت |


اسب بی سوار

پیچک های انتظار کنار پنجره

در هوای نبودنت گریه می کنند

و خیس شبنم اشک هایت می شوند.

فکر دل من نیستی؟

بیا و ببین هر شب چه طور ناله می کند.

عزیزم

تو گفته بودی

اسب سپید پوش رویاهایم بی سوار نخواهد بود

و تو تنها سوار ان هستی

ولی امشب

به حجم سیاهی لایه های پنهان اسمان

دلم برایت تنگ شده!

دل من تاب این دوری را ندارد.

مرا به کدامین گناه مجازات می کنی؟

تقدیم به تو ای ..........

 

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 توسط آرزو و مجتبی | لينک ثابت |



Disigned By :HAMRAZ